بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
43
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
اساس هويت انسان است . و بر همين اساس خلافت تام الهى بنا مىشود . بنابراين در وجود آدمى بايد آثار الهيت تجلى كند و او را در ارائه اوصاف علمى و عملى صحيح خليفه تام خدا سازد . انسانها از منظر قرآن : احياء ، مؤمنين و عاملين هستند . غير از اينها هركس كه باشد از بندگان خدا مردهاند و از حيات بىبهره . پس حيات مساوى با عمل است . بنابراين انسانهاى بىدين و كافر به تعبير قرآن ، انسانهاى مرده متحرك هستند . « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ » ( اعراف / 179 ) حيات دو مؤلفه دارد : 1 - شعور 2 - حركت . قرآن مىفرمايد : آنكه با جهان غيب آشنا نيست مرده است و بىحركت و اين حركات فيزيكى ، حيوانى است و انسانى نيست . شعورى كه قرآن مىخواهد اين است كه تمام هستى در تسبيح هستند و اين شعور غير از آن شعورى است كه در انسانهاى غير مؤمن است . « وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ( اسراء / 44 ) . فقه همان شعور است - فهم عميق و ظريف . آن شعورى كه لازمهى حيات است و از ايمان سرچشمه مىگيرد منشأ تفكر است . يعنى شعورداران تسبيح هستى را مىشنوند . شعور از شعر به معنى مو مىآيد . مو يعنى ظريف . يعنى فهمى كه ديگر انسانها از آن محروم هستند . مؤلفه دوم يعنى حركت ، همان حركت بدن نيست ، حركت خاصى است . حركت روحى است ، نه جسمانى . همان كه عارف به آن سيروسلوك مىگويد . سيروسلوك روحانى و عرفانى . نتيجه اينكه قرآن به ظاهر افراد اكتفا نمىكند و تنها مؤمنين اهل حيات هستند كه دو معناى شعور و حركت را دارند . و تنها متقين هستند كه صاحب حيات طيبه هستند . هرآنكس كه ايمان به خدا نداشته باشد و عمل صالح نكند از نور بىبهره است ، حيات طيبه ندارد . آنكس كه ايمان دارد و عمل صالح دارد بايد تقوا نيز داشته باشد . " پيام دين ، پيام زندگى است و خداى سبحان از طريق پيامبر بزرگوارش همواره مؤمنان را به اين زندگى الهى مىخواند و به انتظار اجابت آنان مىماند « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ » ( انفال / 24 ) « 1 » اين بعد حيات است كه قرآن نام آن را حيات طيبه
--> ( 1 ) . جوادى آملى ، عبد اللّه ، تفسير موضوعى قرآن كريم ، حيات حقيقى انسان در قرآن ، ص 204 .